تبليغاتX
حرفهاي مجازي
حرفهای مجازی 

تمام حرفهای دل من

 سلام
اینبار اومدم تا بگم به احتمال زیاد این آخرین پست این وبلاگه یا حد اقل تا مدت طولانی دیگه نمی نویسم اینبار هم فقط نوشتم تا تشکر کنم از همه اونایی که تو این مدت چرندیاتم رو خوندن و لطف کردن برام نظر دادن هرچند می دونم اگه خودم خبرشون نکنم تا یه سال دیگه هم کسی از اینجا رد نمیشه
من وارد بازی جدیدی شدم اینبار اومدم بگم خداحافظ



 

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 فروردین1387ساعت 12:47 بعد از ظهر  توسط من | 

۸۷ مبارک...

 

شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت

روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت..

این فال آغاز سال بود چه سال خوبی!!!

+ نوشته شده در  شنبه 3 فروردین1387ساعت 7:32 بعد از ظهر  توسط من | 
تا چند وقت دیگه بالاخره این قصه تموم می شه

خودم تمومش می کنم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 3:21 بعد از ظهر  توسط من | 
اصلا نمی شه باور کرد
می بینی چه ساده امسال هم تموم شد مثل همه این چند سال اخیر.کمتر از 2 هفته دیگه باز هم یه سال دیگه بدون تو تموم میشه.کاش هیچوقت سال جدید نمیومد.برای من که فرقی نداره 86 یا 87.برای من اون روزی سال نو می شه که تو توی زندگیم باشی وقتی صدات تو گوشم باشه وقتی اسم منو بیاری.اون وقت بعد از 4 سال تازه نوروز من هم می رسه.اصلا کاش فروردین امسال رو نمی دیدم...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 6:57 بعد از ظهر  توسط من | 
+ نوشته شده در  جمعه 26 بهمن1386ساعت 6:35 بعد از ظهر  توسط من | 

دلم خیلی گرفته خدایا خیلی پره.نمی دونم به کی باید گله کنم و از کی کاش بعضی چیزا اصلا تو این دنیا نبود یا حد اقل من نمی دونستم...

از باغ می برند تا چراغانی ات کنند

 تا کاج جشن های زمستانی ات کنند

پر کرده اند صبح تو را ابرهای تار

  تنها به این بهانه که بارانی ات کنند

یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند

   این بار می برند که زندانی ات کنند

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست

  از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند!

ای گل گمان نکن به شب جشن می روی

 شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست

  گاهی نشانه ایست که قربانی ات کنند

فاضل نظری

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 دی1386ساعت 7:59 بعد از ظهر  توسط من | 
الان چند قدم بیشتر بام فاصله نداری توی کافی نتم

نمی دونم یعنی الان اصلا به من فکر هم می کنی یا...

نمی دونم چرا اومدم اینجا ولی این خداست که دوباره با تو روبه روم کرد یعنی حالا داری به چی فکر می کنی؟؟؟؟

دوستت دارم

+ نوشته شده در  شنبه 15 دی1386ساعت 11:5 قبل از ظهر  توسط من | 

چقدر اين چند روز خوب بود .فكر مي كردم ديگه هيچ حسي بهت ندارم اما نمي دونم چي شد كه ...فهميدم دارم به خودم دروغ مي گم -دوباره-نفهميدم چرا با اينكه هيچ كدوم دروغامو حتي خودم هم باور نمي كنم باز هم دروغ مي گم.ديگه هيچي نمي خوام نه وبلاگ نه دفتر نه داستان نه  شعر نه هيچ كدوم از كسايي كه دوستشون دارم و يه روزي بهم آرامش ميدادن تو ،محمد ،...هيچ كس .دوست دارم برم يه جايي كه هيچ كس منو نشناسه و از سر هموني بشم كه مي خوام از سر دوست داشته باشم از اول دوباره همه چيز شروع شه تا اونطور كه مي خوام شروع كنم اونطور كه مي خوام باشم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 آذر1386ساعت 6:11 بعد از ظهر  توسط من | 

انگار بالاخره اون روز رسيد
روزي كه همه چيز -خيلي ساده- تموممي شه
روزي كه فراموشت كنم .روزي كه بود و نبودت واسم  فرق نداشته باشه
چه راحت ...  خيلي ساده مي تونم فراموشت كنم
من نخواستم .تو مي خواي
هيچوقت فكر نمي كردم اينقدر از شخصيتت انزجار پيدا كنم
اما اگه واقعا  هموني هستي كه شنيدم وقتشه همه چيز تموم شه...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 آذر1386ساعت 5:35 بعد از ظهر  توسط من | 

نمی شد بهش بگم. بیچاره نمی فهمید خوشبختی و تنهایی هیچ سنخیتی با هم ندارند .این همه حرف زد اما من...

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 آبان1386ساعت 5:30 بعد از ظهر  توسط من | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
... هر كسي را ،هر قبيله اي را توتمي است. توتم من،توتم قبيله من قلم است.قلم زبان خداست.قلم امانت آدم است.قلم وديعه ي عشق است.هر كسي را توتمي است،

و قلم توتم من است.

قلم توتم ماست.
-دکتر شریعتی-

نوشته های پیشین
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
پیوندها
خواهر بزرگه
آرزوي من...(محمد)
مرد تنها
سليمان
سكوت فرياد
سخنان دكتر شريعتي
دور دست(الهام)
آمار بازديد


yahoo!r

"off ّ بذاريد

 

time

<-BlogCustomHtml->